آلاچیق رز های صورتی

Thursday, August 24, 2006

ماه و من
______________
نمي دانم دلم اكنون كجا
پنهان به پرواز است ؟
فرو در بال غاز برفي زيبا و يا
. . .در غربتي تنها ، بروي خاك غلطيده
نمی دانم که در آن دور ها
شايد
چو خورشيدي زمستاني
به غربت
در افق هاي غروبي سرخ
در خون مي تپد ، شايد
نمي دانم

و شايد محو ديدار « سپيدار» است با باد خزان
شايد
طپش هاي دلم ، ديوانه وار از دور مي كوبد
به ديوار سكوت شب
كه در جانم كمين كرده
و امشب پرتو مهتاب
در مهتابي خانه
پس از باران
به چشمان تر بيدار منمهمان شده
من و مهتاب مي خنديم
بر تنهايي بي انتهاي ماه و من ا

0 Comments:

Post a Comment

<< Home