آلاچیق رز های صورتی

Thursday, August 24, 2006

عاشقانه ای برای وطنم
____________

دوست دارم بگذرم از جان برايت وطن من
مي توانم سر گذارم من بپايت وطن من
هر كجا باشم بدور از خاك بي مانند تو
بغض تلخي در گلويم از برايت وطن من
دشت هايت پرز محصول و درختانت به بار
كوهسارانت بلند و پر هياهو رود هايت ، وطن من
آفتابت تند و سوزان ، سايه هايت دلپذير
جاري و پاك و درخشان چشمه هايت وطن من
سبز وپُر بارند بستان و چمن زاران تو
كشتزارانت طلايي ، با طراوت نهر هايت وطن من
عطر گلهايت بهاري خاك مُشكينت طلا
سركشيده تا فلك ها قله هايت وطن من
خاك تفتيده به توران آرميده گرم وخشك
جنگلت انبوه و رؤيايی زلال آب هايت وطن من
آتش افشان دماوندت ميان برف ، داغ
سينه سرشار از مس و فيروزه هايت وطن من
دره هايت سرد ورعب انگيز و سخت وبي عبور
از زمين تا آسمان ها سركشيده كوه هايت وطن من
ساحل مازندرانت سفره ي رنگين قوت
پرتلاطم موج و رخشان آب هايت ، وطن من
نام زيباي خليجت فارس مانَد تا ابد
دست دشمن دور باد از مرزهايت وطن من
گاهِ آبادي و صلح و گاهِ ويراني و جنگ
عشق تو در جان من ، جانم فدايت وطن من

0 Comments:

Post a Comment

<< Home