آلاچیق رز های صورتی

Thursday, August 24, 2006

تا کی
_____________

تاكی نشستن بر دوراهي ها ، نگفتن
تاكي هراس از رشته ي عمري دروغين را گسستن
بايد كنون آيينه ي دردو خيانت را شكستن
در تكه هاي آينه ، خود را هزاران تكه ديدن
تنها ولي ، بار هزاران « من » به دوش خود كشيدن
تا كي فقط بودن و ماندن با بهاي كشتن « من
من» را به پاي مسلخ « ترديد ها» افكنده ديدن
يك روز با ناقوس فرياد دل خويش
از خواب غفلت ها پريدن
سنگين نقاب «خوب هستم» را
به دست خود دريدن
امروزننگ زير پا افكندن «ترديد ها» را
آسوده بر وجدان خود، هموار كردن
آري خطر كردن وَگفتن ، گفتن از ناگفتني ها
يا آن همه انديشه را ، در گور سرد « داوري ها ، خاك كردن
فلورا
بهار 82 .

0 Comments:

Post a Comment

<< Home