مهتاب و تو
مهتاب و تو
شب ، چو مهتاب به باغ دل ، خزيدن ، از تو
لذت ناب ترا به خواب دیدن ، از من
به دلم نسیمی از عشق ورزیدن ، از تو
چشم ، از خواب زمستانه ، گشودن ، از من
زير لب ، نام مرا زمزمه کردن ، از تو
به صدای گرمت ، از خواب پریدن ، از من
مژده ی لحظه ی زيبای ِ رسیدن ، از تو
و سراسیمه به سوی تو دویدن ، از من
به نگاهی تو مرا ، وسوسه کردن ، از تو
باز ، در دام تو ، بر تو دل سپردن ، از من
گرم ، آغوش ، بروی من گشودن ، از تو
سر بروی شانه های تو نهادن ، از من
اشتیاق ازمن و , دل دوباره بردن ، از تو
غرق ، در بوسه ، سرو پای تو کردن ، از من
چون گلی ، پيش نگاه من شکفتن ، از تو
یک نفس ، عطر تو در سینه کشيدن ، از من
باغ ، در جشن وُ دلم ، شکوفه باران ، از تو
فرش دل زير قدم هات ، گشودن ، از من
بی خبر ، خسته , به خانه بازگشتن ، از تو
گرد راه ، از تن زيبات ، زدون ، از من
چون شهابی ، شب من ، ستاره باران ، از تو
مزه ی شوری اشک شوق را چشیدن ، از من
همه ی برق ِ درخشان ِ جهانم از تو
روز و شب ، شکر ، به درگاه خدایم ، از من
فلورا

0 Comments:
Post a Comment
<< Home