طغيان
__________________
پس از طوفان نشستن ، مويه کردن
برای بال بشکسته ، چه سودی؟
به جانم آتش دوری ميفروز
که فردا ، تل خاکستر و دودی
مرا درياب در مرداب امروز
بخوان از عشق در گوشم سرودی
به بال خسته ده اميد پرواز
به کام تلخ من شيرين وجودی
نگاه عاشقم را بی تفاوت
فرومگذار چون سيلاب رودی
که طغيان چنين رودی مبادا
تو را در کام خود در می ربودی
چرا از قلب بی تابم خبر نيست
بدان آخر ، که عشق من تو بودی
اگر امروز ما را درنيابی
به فردا سيل اشکت را چه سودی؟!
از فلورا
برای بال بشکسته ، چه سودی؟
به جانم آتش دوری ميفروز
که فردا ، تل خاکستر و دودی
مرا درياب در مرداب امروز
بخوان از عشق در گوشم سرودی
به بال خسته ده اميد پرواز
به کام تلخ من شيرين وجودی
نگاه عاشقم را بی تفاوت
فرومگذار چون سيلاب رودی
که طغيان چنين رودی مبادا
تو را در کام خود در می ربودی
چرا از قلب بی تابم خبر نيست
بدان آخر ، که عشق من تو بودی
اگر امروز ما را درنيابی
به فردا سيل اشکت را چه سودی؟!
از فلورا

0 Comments:
Post a Comment
<< Home