شهاب من
_________________
_________________
تو آمدي ز آسمان، ز كهكشان
پر از ستاره شد جهان من، به ناگهان
نگاه خيس پر ستاره ام ، كشيده شد به آسمان
شهاب من
تو آمدي ز بي كران
پر از ستاره شد جهان من، به ناگهان
نگاه خيس پر ستاره ام ، كشيده شد به آسمان
شهاب من
تو آمدي ز بي كران
لبم پراز ترانه وُ اطاق كوچك دلم
پر از نسيم و از بهار
پر از ترنم پرندگان و جويبار
شد ، از آن زمان
شهاب من.
ز دامن بلند در گذار تو
چه نور بر گرفته بود آسمان تار من
ولي چه زود رفتي وُ گذشتي از كنار من
بشد خزان به ناگهان بهار من
شهاب من
شهاب من.
ز دامن بلند در گذار تو
چه نور بر گرفته بود آسمان تار من
ولي چه زود رفتي وُ گذشتي از كنار من
بشد خزان به ناگهان بهار من
شهاب من
كنون دوباره باز بگذر از
شب سیاه آسمان زندگاني ام
دوباره هديه كن به من
طراوت و جواني ام
شهاب آسماني ام
شب سیاه آسمان زندگاني ام
دوباره هديه كن به من
طراوت و جواني ام
شهاب آسماني ام
نشان مرا، به دامن پر از ستاره ات
بخوان براي من ترانه ات
بگير دست عاشقم , ببر به سرزمين و خانه ات
بتاب نور و مژده و نويد
بر شب سياه بي ستاره ام
ببخش شادي و اميد. . . .
بر سكوت آشيانه ام
بدان كه بي تو چشم خيس من
چو روز هاي بچگي
هميشه از دريچه ي سياه چال بردگي
به انتظار بر دميدن ستاره اي
در آسمان زندگي
هميشه مانده منتظر ، به خيرگي به خير گي
شهاب من . . . . .
شهاب من . . . . .
شهاب من . . . . .

0 Comments:
Post a Comment
<< Home