خیال تو
خيال تو
---------------
ديدی آخر به جدايی تو عادت کرديم؟
عاقبت ما به خيال تو قناعت کرديم؟
گرچه از دوری تو رنج فراوان برديم
باز ، پيش همه از عشق , شفاعت کرديم
تو که با سنگ جفایت دل ما ، بشکستی
از وفای تو چه جانانه حمايت کرديم
من و دل بر سر آنيم شکايت نکنيم
پيش خود هر چه کشيديم ، حکايت کرديم
شب اول که به ناباوری و بهت گذشت
تو نديدی که من و دل چه قيامت کرديم
و شب بعد ، به اين فکر ، که بی تو چه کنيم
ما بر آن عهد که بستيم سماجت کرديم
به جز از عشق نکرديم گناه دگری
ما چه کرديم مگر ، جرم و جنايت کرديم؟
حال ما خنده ولی ، گريه ی پنهان کردن
اين چنين ما ، به جدايی تو عادت کرديم
